تبليغاتX
In The Name Of God....
 
In The Name Of God....

Prayer is often the only solution to certain insurmountable problem

 

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

 
....
نقاب ها
ارسال شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 -
 
همه به صورتها شون نقاب زدن

ای وای از روزی که این نقابها برداشته بشه

تا حالا دیدی چهره واقعیتو؟

حالا  بخونید

................

 

 

نجار سالخورده ای به کارفرمایش گفت که می خواهد باز نشسته شود تا خانه ای برای خود بسازد و در کنار نوه هایش دوران پیری را سپری کند .کارفرما از اینکه کارگر خوبش را از دست می داد ناراحت بود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت. کارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن ، خانه ای برایش بسازد و بعد بازنشسته شود.نجار قبول کرد ولی دیگر دل به کار نمی بست ،چون می دانست که کارش آینده ای نخواهد داشت. از چوب های نامرغوب برای ساخت خانه استفاده کرد و کارش را از سر سیری انجام داد.

وقتی کارفرما برای دیدن خانه آمد ، کلید خانه را به نجار داد و گفت :این خانه هدیه من به شماست ، بابت زحماتی که در طول این سالها برایم کشیده اید.نجار وا رفت ، او در تمام این مدت ، خانه ای برای خودش می ساخت

و حالا مجبور بود در خانه ای زندگی کند که اصلا بدان تمایلی نداشت

نظرتون چیه؟


 
نويسنده yasi